
یکی از محبوب ترین چهرههای مبارز با گروه تکفیری داعش به حرم مطهر امام رضا (ع) مشرف شد.
بـ
«ایوب آل ربیع» استاد دانشگاهی که به دلیل درخشش در جنگ با تروریست های
تکفیری داعش به کابوسی برای آنان تبدیل شد و از سوی هم وطنانش، به عنوان
«ابوعزرائیل» ملقب گردیده در سفر به مشهد مقدس حرم مطهر حضرت امام رضا (ع)
را زیارت کرد.
وی پس از تشرف به حرم مطهر مورد استقبال مردم ولایی مشهد قرار گرفت و شماری از زائران با وی عکس یادگاری گرفتند.
ابوعزرائیل
به یکی از محبوب ترین چهرههای معتقدان به اسلام ناب محمدی (ص) تبدیل شده و
امروز بسیاری از جوانان نسلمان با چهره او آشنا هستند.
ایوب قهرمان تکواندو و استاد تیراندازی با کمان است و پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته تربیت بدنی استاد دانشگاه بوده است.
وی
که برای نخستین بار با «شمشیر» و «تبر» در جنگ با داعش مورد توجه رسانه ها
قرار گرفت در رسانههای خارجی ازجمله روزنامه انگلیسی تایمز به «رمبوی
عراق» معروف شده که یکی از دلایل افزایش امیدواریها برای تضعیف داعش در
عراق است.
آمانو به سران ایالات متحده قول داده است که در رابطه با ایران کاملاً همسو با آمریکا عمل کند.
آمانو
در طول دوره مسئولیت دبیرکلیاش ثابت کرده که به تعهدات خود نسبت به
آمریکا پایبند است و نه تنها بیطرفی را رعایت نکرده بلکه به عنوان عامل
آمریکا عمل کرده است.
اگر با زیادهخواهیهای آمریکا
مذاکرات به شکست بینجامد، قطعا آمریکا عامل اصلی این شکست است اما تلاش
دستگاه تبلیغات آمریکا بر این است که مقصر شکست مذاکرات را ایران جلوه دهد
تا بتواند برای ادامه تحریمها ادله داشته باشد، زیرا اگر مشخص شود که
آمریکا باعث این شکست است، دیوار تحریمها فروپاشیده خواهد شد.
به
نظر میرسد آمانو مأموریت یافته تا به ایران سفر کند و اگر مذاکرات به
نتیجه نرسید در بازگشت، ایران را مقصر به نتیجه نرسیدن مذاکرات معرفی کند.
آمانو
تاکنون مانند یک مأمور CIA عمل کرده است لذا قطعاً مدیرکل آژانس بین
المللی انرژی اتمی و سازمانی که وی بر آن مدیریت میکند، قابل اعتماد نیست.
تجربه وگزارش های چندین ساله وی این فرضیه را تایید وتقویت میکند
در نهایت هدف آمریکا از اعزام آقای آمانو به تهران این است که از سایتهای نظامی ایران بازرسی صورت گیرد. ضمن اینکه ایران را مجبور به پذیرش پروتکل الحاقی با تعهدات بیشتر کند
"فرهنگ کار"، "کارآفرینی"، "تولید" و "مصرف" که مقولاتی فرهنگی-اقتصادی اند بطور مستقیم و غیرمستقیم در این مسأله قابل طرح اند. انشاءالله در صورت توافق و براساس انتظار معمول بیش از صد میلیارد دلار از دارایی های ایران آزاد خواهد شد و حداقل برخی از تحریم ها برطرف می شود و البته ورود شرکت های خارجی تسهیل خواهد شد. در جامعه ای که "کارآفرینی" و تولید"ارزش" تلقی نمی شود و "مدیریت علمی" جایگاه مناسبی در کلیه سطوح اداری و عملیاتی کشور ندارد؛ چگونه می توان از این موهبت و دستاورد بزرگ حراست و پاسداری کرد؟ آیا مسئولان و مدیران فعلی نظام قادر به مهار مصرف زدگی مفرط و تجمل گسیخته و پخته خواری عادت یافته هستند؟ مباد که سبقت در استفاده از کالاهای لوکس خارجی و بی اعتنایی به محصولات داخلی موجب سرباری تعداد بیشتری از افراد جامعه شود و هجوم برق آسای شرکت های خارجی تنبلی و کاهلی را بر مدیریت کشور تحکیم کند. تنها در صورت مدیریت صحیح منابع مالی و توجه به تولید و توجه به "کارآفرینی" - اقتصاد مقاومتی-می توان به هسته توافق دست یافت. و این در صورتی است که این بار دلالان و کاهلان بلوکه شوند و مولدان و کارآفرینان بر صدر نشینند.
«حالا که چیزی نشده! عصبانی بوده و چیزی گفته! با شوهرت بساز و از کاه کوه نساز!» چنین جملاتی برای قربانیان خشونت خانگی آشناست. حتی وقتی پای قانون هم به میان میآید در صورتی که آثار ضرب و شتم روی تن یک زن باشد، او قربانی خشونت خانگی شمرده شده و مورد حمایت قانون قرار میگیرد. اما موضوع خشونت به همینجا ختم نمیشود. تنها زنانی که جای برخورد فیزیکی را روی چهرهشان میبینند، قربانی خشونت نیستند. اگر میخواهید بدانید چه زمانی قربانی خشونت شناخته میشوید، ادامه این مطلب را بخوانید.
خشونت روانی
رفتار خشنی که سلامت روان فرد را در معرض خطر قرار میدهد، میتواند مصداق خشونت روانی باشد. وقتی فریاد همسرتان ضربان قلبتان را بالا میبرد و استرس به جانتان میاندازد، شما قربانی خشونت خانگی شدهاید. اگر همسرتان به شما شک دارد، تهدیدتان میکند، به شما وفادار نیست، مجبورتان میکند خلاف کنید و حتی رفتارهای بهظاهر سادهای مثل تحقیر، متلک، تمسخر و اهانت کلامی را ابراز میکند، قربانی خشونت روانی شدهاید.
چه باید کرد؟
اگر همسرتان فحاشی میکند، باید کسی فحاشیاش را شنیده باشد تا پس از شهادت او، قانون از شما حمایت کند. اما چه کسی میتواند شهادت دهد که همسرتان به شما استرس میدهد یا اینکه اگر گفته شود که شما را متلکباران میکند، قانون چه حمایتی از شما میکند؟
خشونت جنسی
رابطه زناشویی، جزئی جداییناپذیر از زندگی بعد از ازدواج است اما هیچ مردی حق ندارد بدون رضایت همسرش، او را مجبور به برقراری هیچ شکلی از این رابطه کند. آزار جنسی، مجبور کردن همسر به رابطه جنسی در زمان عادت ماهانه و بیماری، مجبور کردن همسر به روسپیگریو... از مصادیق این خشونت است.
چه باید کرد؟
اگر همسرتان شما را مجبور به سقط جنین کند یا اینکه با متوسل شدن به زور برای برقراری رابطه زناشویی به شما آسیب بزند، میتوانید با مراجعه به پزشکی قانونی برای تشکیل پرونده تلاش کنید. اما همیشه خشونتهای جنسی که توسط همسر ابراز میشود، اثری از خود به جا نمیگذارد تا قابل پیگیری قانونی باشد و از آنجا که هیچ شاهدی هنگام انجام رابطه زناشویی وجود ندارد، نمیتوان وقوع جرم را هم اثبات کرد.
خشونت جسمی
خشونت جسمی همان چیزی است که همه ما به عنوان مصداق جرم و خشونت بودنش با هم تفاهم داریم. ضرب و شتم، مشت زدن، گاز گرفتن، سیلی زدن، اسیدپاشی و. . . در گروه خشونتهای جسمی قرار میگیرند و در صورتی که شاهدی برای وقوع آنها باشد یا اینکه جای ضربهها روی بدن قربانی مانده باشد، از طریق قانونی قابل پیگیری است.
چه باید کرد؟
اگر میخواهید قانونی عمل کنید به پلیس110 زنگ بزنید تا برای تنظیم گزارش در لحظه جرم حاضر شوند. گزارش آماده شده را میتوانید به دادسرا یا کلانتری محل ببرید و در صورتی که پس از تشکیل پرونده و طی روال قانونی همسرتان محکوم شد، دیه بگیرید. قانون هم ممکن است همسرتان را به شلاق خوردن یا دادن جریمه نقدی که البته نصیب شما نمیشود، محکوم کند. اما اگر در لحظه وقوع فاجعه کاری نکردید و جای آزار او روی بدنتان ماند، میتوانید فردایش به پزشکی قانونی مراجعه کنید و با ثبت این موضوع، برای تشکیل پرونده و پیگیری روال قانونی تلاش کنید.
خشونت اقتصادی
اگر همسرتان نفقه که به عنوان حق قانونی شما شمرده شده را نمیدهد، اگر صاحب شغل بودهاید اما شما را مجبور به ترک شغل برخلاف تمایلتان میکند، اگر توانایی اقتصادی برآورده کردن احتیاجاتتان را دارد اما آنها را از شما دریغ میکند یا اینکه به اجبار درآمد، ارثیه و اموال شخصیتان را ضبط میکند، شما با خشونت اقتصادی روبهرو هستید.
چه باید کرد؟
تا جایی که در قانون ذکر شده، نفقه و مهریه دینی است که شوهر به زنش دارد پس اگر همسرتان در قبال این وظیفه کوتاهی کرد، میتوانید با کمک قانون مبلغ تعیین شده را دریافت کنید. اما در بسیاری از موارد خانمها بهخاطر قرار گرفتن در معرض خشونت اقتصادی به جدا شدن از همسرشان تمایلی ندارند و به همین دلیل حاضر نمیشوند با مطرح کردن آن در مراجع قضایی، خود را در معرض خشونتهای دیگر مثل روانی، جسمی و حتی جنسی قرار دهند و به قیمت برافروخته کردن مردی که قرار است همچنان با او زندگی کنند، پای قانون را به میان بکشند.