راهبرد غرب در انتخابات ۲۴ خرداد
۱. انتخابات بستری برای تغییر رفتار سیاسی جمهوری اسلامی ایران
در این رویکرد انتخابات فرصت و بستری مناسب برای جابجایی قدرت به منظور تغییر رفتار نظام اسلامی فرض می شود. از این دیدگاه انتخابات ۹۲ در ایران می تواند موجب یک تحول اساسی گردد؛ بطوری که چارچوب و اصول راهبردی ایران در سیاست خارجی را برهم بزند و شکل دیگری از سیاست را از جانب ایران عیان کند و انتخابات به نوعی یک رفراندوم تلقی شود. از این رو انتخابات فرصتی گرانسنگ برای خروج جریانات همسو با غرب از انزوا و ورود مجدد به فاز جدیدی از «عملیات نفوذ در حاکمیت» ارزیابی می شود.
۲. تشدید فشار و تحریم اقتصادی، همزمان جذابیت بخشیدن به مسئله مذاکره
هماکنون غربی ها معتقدند سیاست ایران را باید از مجاری اقتصاد ( کاهش در آمد ارزی، کسری بودجه، کاهش ارزش پول ملی، محرومیت از بازارهای جهانی و… ) تغییر داد. چرا که این ها موجب احساس محرومیت نسبی (یعنی افراد جامعه احساس کنند روز به روز فقیرتر می شوند، و با روند سیاست موجود، امکان برآورد و پاسخ به نیازها و انتظارات آنها در آینده متصور نیست) مگر اینکه یک تغییر اساسی در رویکرد سیاست خارجی ایران حاصل شود. از این منظر، طرف غربی فواید سرمایهگذاری بر گفتمان «اعتدال و سازش» را بسیار پرقیمت و گرانمایه میداند.
۳. ادعای استانداردسازی و طرح انتخابات آزاد
تحقق این هدف راهبردی دشمن منوط به امکان حضور فعال مخالفین نظام در عرصه انتخابات است و طرح این ایده در واقع بسترسازی لازم جهت امکان حضور جریانات همسو با غرب در رقابت انتخاباتی است. در چنین بستر و شرائطی است که دشمن می تواند با بسیج تمام ظرفیت های خود و بکارگیری همه طیف های اپوزیسیون اعم از داخلی و خارجی و قانونی و غیر قانونی، اهداف خود را پی بگیرد.
۴. دوقطبی کردن جامعه و ایجاد شکاف اجتماعی
قطب بندی و ایجاد شکاف اجتماعی، بر اساس خلق گفتمانهای مختلف از مهمترین اموری است که در آستانهی انتخابات اتفاق خواهد افتاد. به نظر می رسد دو گفتمان رقیب در انتخابات پیش رو، یعنی گفتمان مصالحه و مذاکره که توسط جریان همسو با غرب مطرح میشود و گفتمان مقاومت که توسط نیروهای ارزشی و اصولگرا طرح میگردد، در مقابل هم صفآرایی کنند. مجموعه گروهها و جریانهای همسو با غرب که میخواهند انتخابات را به رفراندوم علیه نظام تبدیل کنند، به این نتیجه رسیدهاند که این مهم تنها زمانی امکانپذیر است که شکاف اجتماعی، حول موضوع مصالحه و مذاکره، به وجود آید. از این رو، مبنای تحلیل این جریان این است که جامعه را باید در وضعیتی قرار داد که سازش به عنوان مطالبۀ عمومی مطرح و جامعه تنها راهحل مشکلات را تعدیل محاسبات و امتیازدهی به غرب تلقی کند.